آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 4
بازدید هفته : 152
بازدید ماه : 406
بازدید کل : 248118
تعداد مطالب : 293
تعداد نظرات : 4
تعداد آنلاین : 1
script type='text/javascript' src='http://pIChaK.NEt/upper/jquery.min.js' >
شعر خدایا خسته ام من از فروغ فرخزاد
نمی دانم چه می خواهم خدایا
به دنبال چه می گردم شب و روز
چه می جوید نگاه خسته ی من
چرا فسرده است این قلب پر سوز
ز جمع آشنایان می گریزم
به کنجی می خزم آرام و خاموش
نگاهم غوطه ور در تیرگی ها
به بیمار دل خود می دهم گوش
گریزانم از این مردم که با من
به ظاهر همدم و یکرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت
به دامانم دو صد پیرایه بستند
از این مردم، که تا شعرم شنیدند
به رویم چون گلی خوشبو شکفتند
ولی آن دم که در خلوت نشستند
مرا دیوانه ای بد نام گفتند
دل من، ای دل دیوانه ی من
که می سوزی از این بیگانگی ها
مکن دیگر ز دست غیر فریاد
خدا را، بس کن از این دیوانگی ها